ایام سوگواری قهرمان دشت کربلا، امام حسین (ع) است و در
گوشه و کنار این سرزمین مراسمهای عزاداری متعددی برگزار میشود. در این باب
تاکنون نوشتههای زیادی به رشته تحریر درآمده و نظرات متعددی در مورد فلسفه
عزاداری و اشک ریختن برای امام حسین بیان شدهاست. در اینجا بر آنم که در این باره
چند سطری بنویسم و موجز و مختصر برداشتم را در مورد فلسفه عزاداری و اشک ریختن
برای امام حسین بیان کنم. در همین راستا سطرهایی که در ادامه میآید، مختصری از
برداشتم در مورد عزاداری این ایام است.
حادثه عاشورا دو جنبه دارد. جنبه اول، جنبه زیباییهای
موجود در این قیام است که شهادت و فداکاری در راه آرمانهای بزرگ زیباییهای این
واقعه را رقم زدهاند تا جایی که حضرت زینب با وجود همه مصیبتهایی که بر ایشان
وارد شد با بینش صحیح نسبت به رخدادهای پیشآمده، محکم و استوار فریاد برآوردند:
«ما رأیت الا جمیلا». جنبه دوم، جنبه غم و اندوه و مصیبت وارده از پس این قیام است
که ظلم وارده و پرپر شدن وارستهترین انسانهای روی زمین آن را به عنوان یک تراژدی
جاویدان بر پیشانی تاریخ ثبت نمود.
امروزه در مراسمهای عزاداری که برای این بزرگمرد اسلام
برگزار میشود به جنبه دوم این حادثه بیشتر تکیه شده و در قالب آنها سعی بر آن است
که با ایجاد پیوند عاطفی با شهیدان این واقعه اشک بر گونه عزاداران جاری شود. اشک
ریختن برای امام حسین با این نگرش خوب است و نشان از انسانیت افرادی دارد که اشک
میریزند. افرادی که ظلم را برنمیتابند و مشاهده ظلمی که به شهیدان راه حق شده،
قلب آنها را ریش ریش میکند. ولی اشکی به انسان بال پرواز میدهد که اشک شوق برای
زیباییهای این واقعه باشد. اگر کسی آرمانهای شهیدان کربلا را درک کند و در پس آن
فداکاری این یگانه مردان تاریخ را بنگرد و این احساس در او ریشه گیرد که اینان ره
سعادت پیمودند و تصمیم گیرد در جهت این آرمانها قدم بردارد، خواه نا خواه اشک از
گونههای او سرازیر خواهد شد. این رقیق شدن دل مبدأ پرواز او خواهد شد و زمینه را
برای سرمشق قرار دادن آنها و پیروی از امام حسین مهیا خواهد ساخت.
باشد که همه
ما با درک صحیح از فلسفه عاشورا در جهت تحقق آرمانهای امام حسین قدم برداریم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر