روز شانزدهم
آبانماه همزمان با عید سعید قربان، بعد از مدتها در روح زایندهرود جان تازهای
دمیده شد و بستر ترک خوردهاش گرمی حضور آب را دوباره حس کرد. از لحظات اولیه صبح
آب بر اصفهان قدم گذاشت و پیشروی را با حضور استقبال کنندهگان فراوانش از پارک
ناژوان شروع کرد و آرام آرام خود را در پایان روز به سی و سه پل رساند. من هنگامه
عصر در آن زمان که آب فضای پشت سی و سه پل را با حوصله پرمیکرد، آنجا حضور داشتم
و با دوربین مشغول ثبت لحظهها بودم.
من بیشتر از
جریان آب، شیفتهی حضور پررنگ مردم شده بودم. مردم اصفهان تصمیم گرفتهبودند قدر
نعمتهای خداوند را بیشتر بدانند. مردم این کمبود را باتمام تارو پود وجودشان حس کرده
بودند و الان که زایندهرود را پرآب میدیدند، آمده بودند تا شکر این نعمت را با حضورشان
به جای آورند. زمانی که رودخانه پرآب بود، کسی به این فکر نمیکرد که اگر این آب
جریان نداشته باشد فضای شهر تا چه حد دلگیر خواهد شد؛ ولی وقتی زایندهرود طعم
خشکی را چشید، عظمت روزهای پر آب آن بر همگان مشخص شد. گاهی خداوند نعمتهای خود
را از مردم میگیرد تا آنها به خود آیند. ای کاش همیشه با شکرگزاری قدر نعمتها را
داشته باشیم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر