در آستانه آغاز سال تحصیلی جدید در دانشگاهها هستیم و تعداد زیادی از دانشجویان، برای اولین بار وارد دانشگاه میشوند و زندگی دانشجویی را آغاز میکنند. دستهای از این دانشجویان که تعداد آنها نیز کم نمیباشد رشتههای مهندسی را برای ادامه تحصیل در نظر گرفتهاند. امروزه در کشور ما گرایش عجیبی به سمت رشتههای مهندسی ایجاد شدهاست و اکثر دانشآموزان رشته ریاضی علاقمندند در یکی از رشتههای مهندسی ادامه تحصیل بدهند. در این میان یک سوال مهم مطرح است که هدف از رشتههای مهندسی چیست و یا به عبارتی رسالت یک مهندس در یک جامعه چیست؟ این موضوعیست که امروز قصد دارم در آستانه آغاز سال تحصیلی جدید، راجع آن بنویسم. این مطالب تجربه من به عنوان یک مهندس است و برداشتی است که تاکنون از رشته مهندسی و یک مهندس خوب داشتهام.
این یک واقعیت کلی است که رشتههای مهندسی برای تبدیل علم به تکنولوژی ایجاد شدهاند. وظیفه محققین و دانشمندان علوم پایه تولید علم و وظیفه مهندسین تبدیل این علوم به تکنولوژی است. در واقع مهندسین باید از این علوم خام استفاده کنند و با تولید تکنولوژی دنیا را به محلی برای بهتر زیستن تبدیل کنند.
از نظر بنده یک مهندس خوب کسی است که راه ارزشآفرینی را به خوبی میداند. او کسیست که از علوم پایه استفاده کرده و ارزش آفرینی میکند. ارزش آفرینی یعنی بهرهگیری از تبدیل علم به تکنولوژی برای تولید ثروت از دید مادی و کمک خالصانه به خلق خدا با افزایش کیفیت زندگی مردم از دید معنوی.
در این میان عدهای از مهندسان باید علاوه بر اینکه ارزشآفرینان خوبی باشند، کارآفرینان خوبی نیز باشند. چرا که برای پیشرفت جامعه نیاز به کارآفرینان متعهد است. بنابراین عدهای از مهندسین که ویژگیهای یک کارآفرین خوب را بالقوه در خود دارند، وظیفه و رسالت سنگینتری برعهده دارند. اینان نه تنها برای خود شعل ایجاد میکنند، بلکه برای افراد دیگر جامعه نیز شعل ایجاد میکنند. فردی میتواند کارآفرین خوبی باشد که خلاق، ریسکپذیر، فرصتجو، مدیر خوب، آیندهنگر، باپشتکار و با اعتماد بنفس باشد.
چه زیباست که مهندسان ما در بدو ورود به دانشگاه رسالت خود را بدانند و همواره در طول دوران تحصیل و کار تلاش کنند رسالت خود را انجام دهند. این شایسته یک مهندس نیست که شغلی را انتخاب کند که در آن ارزشآفرینی وجود ندارد. من توصیهام به همه دانشجویان جدیدالورود رشته مهندسی این است که سعی کنند از همین ابتدا، هرچه سریعتر آینده شغلی خود را در ذهن ترسیم کنند و مسیری که برای زندگی کاری و شغلی خود در نظر میگیرند، مسیر ارزشآفرینی باشد و سعی کنند ویژگیهای یک مهندس خوب را در خود پرورش دهند و اگر خود را بالقوه کارآفرین میدانند تلاش کنند ویژگیهای یک کارآفرین را نیز در خود از بالقوه به بالفعل درآورند. به امید روزی که همه مهندسان ما الگوی خوب ارزشآفرینی و کارآفرینی برای همه مهندسان دنیا باشند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر