۱۳۸۷ آبان ۲۱, سه‌شنبه

آیا کودکانتان در تحصیل موفقند؟

آرزوی قلبی همه پدر و مادران این است که فرزندان آنها در تحصیل افراد موفقی باشند. به همین دلیل تا زمانی که آنها به افت تحصیلی دچار نشوند اهمیت چندانی به این موضوع نمی دهند و موقعی به فکر می افتند که خیلی دیر شده است. اغلب زمانی که فرزندانشان وارد مقطع راهنمایی یا حتی دبیرستان می شوند متوجه افت تحصیلی آنها می شوند. این به خاطر این است که ملاک پیشرفت تحصیلی را نمراتی که در دوره دبستان کسب می کنند قرار می دهند و چون اغلب دانش آموزان در این دوره نمرات خوبی کسب می کنند متوجه روند تحصیلی آنها نیستند. در صورتی که پیشرفت تحصیلی آنها در گرو میزان علاقه به مطالعه و درس خواندن است.
آنها متاسفانه پس از مواجهه با افت تحصیلی به فکر می افتند. زمانی که هرچه تلاش می کنند دیگر نتیجه نمی گیرند، زیرا فرزندان آنها علاقه مند به مطالعه نیستند. زیرا علاقه در دوران دبستان باید در آنها ایجاد شود، در حالیکه والدین این دوران طلایی را از دست داده اند . این دوران طلایی همان دوران کودکی است که تحولات بزرگی را می توان در کودک صورت داد. که اگر در تربیت کودکان در این دوران دقت شود، هر کدام از این کودکان در آینده انسان بزرگی خواهند شد. همانگونه که آلبرت اینشتین گفت :
« هر کودکی نابغه به دنیا می آید »
این عملکرد ماست که از یک کودک نابغه ، یا یک انسان جنایتکار می سازد. بحث و گفتگو درباره ویژگی های این دوران بسیار است و کتابهای فراوانی نیز در این زمینه تالیف شده است، در این اینجا فقط مختصری به این ویژگی ها اشاره می کنم تا بتوانیم از آن نتیجه گیری کنیم. از زمانی که کودک زبان باز می کند تا زمانی که به مدرسه می رود، مهمترین دوران عمر کودک به شمار می رود. در این سنین زمانی است که کودک در اختیار پدر و مادر است. از آنها می آموزد، با آنها نشست و برخاست می کند. به همین جهت می توان از این دوران نهایت استفاده را برد. مرحله زبان باز کردن کودک، مرحله بسیار حساس و مرحله سؤال و کنجکاوی است، و مبدأ رشد انتقالی کودک نیز همین مرحله است و مرحله ای است که مغز و حافظه در اختیار شماست و هر چه به او تحویل دهید، همان را می گیرد. اگر عملی و منطقی با او حرف بزنید او هم همانگونه عادت می کند. به خاطر همین از ابتدای کودکی باید روی مسائل اخلاقی کودک، نظیر نظم، کنجکاوی، تفکر و ... کار شود تا ذهن و حافظه اش پویا شود. بر خلاف بسیاری که فکر می کنند کودک نمی فهمد، در این دوران کودک درک عجیبی دارد. اگر در برابر پرسش های او جواب سربالا دهید او متوجه می شود می خواهید او را از سر خود باز کنید و اگر این روال ادامه پیدا کند، حس کنجکاوی در او کمرنگ می شود. اگر زمانی که دارید مطالعه می کنید، کودک مزاحم شما شد او را نرانید، که این در بی علاقگی کودک به مطالعه مؤثر خواهد بود.
اسلام هفت سال دوم را یعنی زمانی که کودک وارد مدرسه می شود را دورانی یاد کرده که کودک را باید مورد مشاوره و مشارکت قرار داد. اگر کاری انجام می دهد او را تشویق کنید، به او شخصیت دهید تا او رشد کند. بنابراین اگر می خواهید، فرزندان شما در تحصیل پیشرفت کنند، باید از همان اوایل دوران کودکی شروع کنید. همان زمانی که الگو و سرمشق آنها شما هستید و آمادگی پذیرش هر چیزی را دارند. آنها هر رفتار و هر کاری را که شما انجام دهید، تقلید می کنند. پس اگر می خواهید آنها به مطالعه علاقه مند شوند، خود باید اهل مطالعه باشید و در حضور آنها به خواندن کتاب بپردازید. اوقاتی را اختصاص دهید آنها را به کتاب فروشی ببرید و برای آنها کتاب بخرید. از مفاید کتاب برای آنها بگویید. برای آنها کتاب بخوانید. برای آنها کتابخانه ،هر چند کوچک درست کنید و هر کاری انجام دهید که آنها به کتاب علاقمند شوند.
در هر صورت هدفم از انتشار این مقاله کوتاه این بود که مشاهده گر روند اشتباه تربیتی کودکان هستم و آرزومندم خانواده ها دقت بیشتری در تربیت کودکان در سنین پایین داشته باشند که این امر موثری در اعتلا و سعادت یک جامعه است.

هیچ نظری موجود نیست: